|
Learn A New Language Open A New eye
|
|
|
|
||||
|
He didn't tell me how to live; he lived, and let me watch him do it. او هیچوقت به من نگفت چه جوری زندگی کنم..بلکه زندگی کرد و اجازه داد که با نظاره کرد
ن او . زندگی کردن را از او بیاموزم.
A father is always making his baby into a little woman. And when she is a woman he turns her back again.
یه پدر همیشه دختر کوچولوش رو خانم صدا میکنه ولی وقتی همون دختر کوچولو بزرگ میشه و یه خانوم میشه .. پدر دوست داره اونو به دختر کوچولو بدونه
It is not flesh and blood but the heart which makes us fathers and sons. این گوشت و خون نیست که رابطه پدر و فرزندی رو ایجاد میکنه بلکه قلب هاست Old as she was, she still missed her daddy sometimes. هر چقدر هم یه دختر سنش بالا بره ولی هنوز هم گاهی اوقات دلش شدیدا واسه پدرش تنگ میشه Making the decision to have a child is momentous. It is to decide f orever to have your heart go walking around outside your body.
تصمیم گرفتن برای صاحب فرزند شدن بسیار مهم و خطیر هست ..زیرا تو در واقع تصمی م میگیری که قلبت بیرون از بدنت این ور و اون ور بره
I don't care how poor a man is; if he has family, he's rich. برای من مهم نیست که یک مرد آیا فقیر هست یا نه ..چون وقتی او خانواده ای داشته باشد یعنی ثروتمتد هست
"The greatest gift I ever had Came from God, and I call him Dad! " بزرگترین هدیه خداوندی را من از پروردگار دریافت کرده ام ..من این هدیه را پــــــــدر می نامم "We never know the love of our parents for us till we have become parents. ما هیچ زمانی عشق پدر و مادر نسبت به خودمان را درک نخواهیم کرد تا وقتی که خودمان هم بچه دار بشیم There are fathers who do not love their children; there is no grandfather who does not adore his grandson. "
وجود دارن پدر هایی که فرزندان خودشون رو دوست ندارن ..ولی هیچ پدر بزرگی رو پید ا نمیکنی که نوه اش رو از صمیم قلب دوست نداشته باشه
"When a father gives to his son, both laugh; when a son gives to his father, both cry. "
وقتی که پدری خرج فرزندش رو میده و به او چیزی میده ..هر دوطرف شاد و راضی هستند ..ولی ناراحتی زمانی هست که یک پدر محتاج فرزندش بشه ..که هم پدر و هم فرزند هر دو متاثر و گریانند It is admirable for a man to teach his son fishing, but there is a special place in heaven for the father who teaches his daughter shopping. بسیا ر پسندیده و قابل تحسین هست که یه پدر به پسرش ماهیگیری (کار کردن و پول در آوردن :مترجم)رو بیاموزه ..ولی یه جای مخصوص توی بهشت رو پدری داره که به دخترش خرید کردن رو یاد بده Children learn to smile from their parents." بچه ها شاد بودن و لبخند زدن رو از والدین خود فرا میگیرند To be a successful father...there' s one absolute rule: when you have a kid, don't look at it for the first two years. اگه میخوای یه پدر موفق باشی ..یه قانون قطعی وجود داره و اونم اینه که وقتی بچه دار شدی تا دو سالگی بهش نیگاه نکنی ..(تا دردسراش تموم شهپ) It doesn't matter who my father was; it matters who I remember he was. مهم این نیست که پدر من چه جور آدمی بوده ..مهم اینه که من چه جوری اونو به خاطر بیارم و ازش یاد کنم .. The most important thing a father can do for his children is to love their mother. مهمترین کاری که یه پدر میتونه برای بچه هاش انجام بده اینه که مادر اون هارو از صمیم قلب دوست داشته باشه For My Dad
For the father that you are, and the father that you've been, If I had a choice to make, I'd choose you, Dad, again. For the trials I put you through, and for the times I let you down, I'm proud you've finally seen, how God turned my life around. You never ran away, when the times were tough to take... instead you gave me courage, to face my own mistakes. Thank you for your strength, and the faith to see me through... the love you gave to me, is the love I'm sending you! برای یدرم
برای پدری که تو هستی و برای پدری که در طی این مدت بوده ای اگه من دوباره فرصت انتخاب داشتم باز تو را به عنوان پدر انتخاب میکردم برای دردسرهایی که برات درست کردم و برای فرصت هایی که به خاطر من از دست دادی و من افتخار میکنم که تو بالاخره دیدی که خداوند چگونه زندگی من را دگرگون ساخت تو هیچگاه از ناملایمات زندگی فرار نکردی در عوض به من امید دادی که بتونم. با مشکلاتم روبرو بشم از تو سپاسگزارم برای پایداری و استقامتت و برای ایمان و اعتقادی که برای به من ارزانی داشتی تمام عشقی که تو به من ابراز کردی . همون عشقی است که من اکنون دارم به سوی تو روانه میکنم . The pot calls the kettle black ديگ به ديگ مي گويد رويت سياه The proof of the pudding is in the eating مشك آن است كه ببويد نه آنكه عطار بگويد The sky will not fall in آب از آب تكان نمي خورد The sprit is willing but the flesh is weak دست ما كوتاه و خرما بر نخيل The truth will out خورشيد هميشه پشت ابر پنهان نمي ماند The water has risen over his head آب از سرش گذشته Get foot in the door قدم اول رابرداشتن As safe as a home امن و امان Sit on the fence بي طرف ماندن Come down on one side or other side طرف كسي را گرفتن انتخاب كردن Hit the ceiling/roof زمين زمان را بهم ريختن Burn the candle at both ends از كله سحر تا بوق سگ كار كردن Keep in the picture در جريان امور قرار دادن Get the picture فهميدن Take a leaf out of one girl friend's book از كسي پيروي كردن Made for each other (دو نفر) براي يكديگر ساخته شدن Make a big deal about sth از كاه كوه ساختن Make a cheque out to sb چك را در وجه كسي نوشتن Make a clean breast of sth اقرار كردن Make a living زندگي را گذراندن Make a muck of sth به گند كشيدن Make a name مشهور شدن Make a packet پول به جيب زدن Make a name مشهور شدن ؟ اين درست ؟
+
نوشته شده در شنبه ششم مرداد 1386ساعت 22:6 توسط Alizadeh_Nima
|
|
|||||
|
|||||